خطايى ، على اكبر

287

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

در جواب گفتند كه از اين ايمنى هست ، امّا اگر حكم شاهرخ سلطان باشد توانند رفت . گفت آرى آن را دانسته‌ام . گفت بعد از آن‌كه از راه دور آمده‌ايد برخيزيد و آش بخوريد و از آنجا كه ايلچيان را به فضاى اول كه نشسته بودند بردند و هركس را يك شيره [ و ] صندلى بنهادند و بر هر شيره از نقل و غيره چنانچه پيشتر گفته شد . چون آش بخوردند ايشان را به يامى كه از براى ايشان تعيين كرده بودند بردند و سلطان شاه [ 397 ب ] و بخشى ملك كه نوكران اميرزادهء اعظم مغيث الحق والدين الغ بيگ گورگان خلد اللّه تعالى ملكه بودند 136 ايشان را در يامخانهء نزديك آن فرود آورده بودند . درين يامخانه‌ها در هر خانه كتى به تكلف و بستر و بالش اطلس و كمخا ، دو كفش كمخا در غايت نازكى دوخته و كوشكه 137 و صندلى و منقل آتش 138 و ده كت ديگر از چپ و راست آنها همه با بستر و بالش اطلس و كمخا و زيلوچها و حصيرهاى نازك كه از طول و عرض پيچيده مىشود و نمىشكست ، و هركس را بدين نسق يك خانه 139 مقرر كرده و يك ديگ و كاسه و چمچه و شيره [ و ] هرروز آن ده كس را يك گوسفند و يك قاز و دو مرغ و هريك را دو من شرع آرد و يك كاسهء بزرگ برنج و دو كليچهء بزرگ اندرون پر حلوه و يك ظرف عسل [ و ] سير و پياز و سركه و نمك و از تره‌ها [ ى ] ملّون كه درختاى مىباشد و دو 140 كوزه دراسون و يك طبق نقل و خدمتگار چست و چالاك همه صاحب حسن بر دو قدم ايستاده از بام تا شام و [ از ] شام تا بام كه يك لحظه غائب نشوند . روز ديگر كه نهم ذى الحجه بود كه سجين 141 آمده و سجين آنها را مىگويند كه ايشان را ملازم ايلچيان كرده و در اردوى پادشاه هرجا كه باشد گرگيراق 142 ايلچيان ايشان مىسازند چنان كه اينجا شقاول 143 گويند ، ايشان را بيدار كرده كه برخيزيد كه پادشاه طوى مىدهد و از براى هركس اسپان زين كرده آورده ، ايلچيان را سوار كرده به اردوى پادشاه بردند و ايشان